داستان ما از جایی شروع میشود که میل در غالب نقاشی به تصویر کشیده میشود یک روز یک خانم جوان وارد گالری کمیک میشود
برای یافتن کمیک مورد نظر خود در بین انبوه بزرگ کمیک پیدا میکند ناگهان نگاهش به کمیکی برخورد که شبیه گذشته خاص شخصی اش بود
خانم کمیک را انتخاب کرده و شروع به خواندن مینماید تصاویر داستان میل های پنهان او را بیدار میکرد و حس خاصی در ذاتش شعله میکرد
آهسته تصاویر بیشتر حس او را تحت تاثیر میگرفت میدادند و زن در خیال غرق میشد در یک لحظه آنی او در محیط کمیک پیدا گرفت و خود را در یک پارتی خاص مشاهده کرد
در آن لحظه خانم ها خوش اندام را دید که با لذت ویژه ای مشغول جنب و جوش هستند شادی روی صورت همه نقش بسته بود
زن با حس خاصی اطرافش خیره میکرد مثل اینکه جزیی از این جمع شده بود موسیقی شور جشن را بیشتر میداد و زن کم کم ذاتش را تسلیم موسیقی و هیجان میداد
بین شور و رقص و زیبایی ناگهان نگاهش به یک مرد خوش اندام افتاد که با خنده ای پنهان به او خیره شده بود و او احساس خاصی در درونش پیدا نمود
این دو با چشم های خود یکدیگر صحبت مینمودند انگار همدیگر را از مدت ها قبل می شناختند و اکنون مجددا همدیگر را یافتند بودند بودند
پس از مدتی آن پسر جلو آمد و با لبخند ویژه از زن دعوت کرد که با وی برقصید او با خوشحالی پذیرفت کرد به سمت مرد رفت و دست هایشان یکدیگر قفل زدند
حرکاتشان بیشتر و بیشتر شد و اوج گرفت آنها در حال و هوای پارتی همدیگر را پیدا میکردند و حس ویژه ای بینشان به وجود بود بود
سرانجام این دو به قسمتی کنج خلوت پارتی پناه بردند و در مکان بوسه هایشان بر هم قرار گرفت این لحظه نقطه خاص و فراموش ماندنی برای این آنها گشت
به تدریج آرامی رابطه این دو به سوی یک رابطه عمیق تر و پرشورتر حرکت کرد آنها در آغوش هم لذت و شور حس می نمودند
او با شور و احساس زیادی خود را در کنار مردش آزاد می نمود و حس خوشی حس میکرد 
Home
کمیک جنسی